مرتضى راوندى
77
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
رفته بقدرى اوضاع خلفا بد شد كه در زمان الراضى باللّه جز خطبه و سكه اثرى از نفوذ و قدرت خلفا باقى نماند ( 322 هجرى ) » « 1 » علل شكست اقتصادى عباسيان به نظر جرجى زيدان ، عصر هارون و مأمون ، يكى از درخشانترين ايام حكومت عباسيان ، و هارون يكى از بهترين خلفاى عباسى است . ولى اگر به ديدهء تحقيق بنگريم ، حرص و ولع هارون در غارت و چپاول ملل تابع و ولخرجيهاى او و برمكيان ، مقدمات افول قدرت عباسيان را فراهم كرده است . فرق هارون با برمكيان در اين است كه برامكه با آنكه در ولخرجى و حيف و ميل بيت المال دست كمى از هارون نداشتند ، به مسائل اقتصادى و راه و رسم مملكتدارى بيش از خليفهء عياش ، توجه مىكردند و به خوبى مىدانستند كه استثمار و بهرهكشى از كشاورزان و پيشهوران و ديگر طبقات ، مثمر و مفيد جامعه ، بايد تحت ضابطه و اصول صحيحى صورت بگيرد ، و الا بنيان اقتصاد كشور درهم مىريزد ، و در اثر طغيان و شورش مردم ، كاخ قدرت ستمگران فرو خواهد ريخت . پس از پايان حكومت فضل ، در خراسان ، هارون الرشيد تصميم گرفت على بن عيسى بن - ماهان را به امارت خراسان منصوب كند ، و در اين باب ، با يحيى برمكى مشورت كرد . وى كه پير كارآزمودهاى بود ؛ به خليفه گفت : « على مردى جبار و ستمكار است و شايستهء اين مأموريت نيست ولى هارون علىرغم اندرز يحيى ، على بن عيسى را به خراسان فرستاد ، و او به غارت و ستمگرى مشغول شد و هرچه جاسوسان خليفه از بيدادگريهاى او نوشتند ، در مزاج وى مؤثر نيفتاد . » ابو الفضل بيهقى ، در وصف مظالم او ، مىنويسد : « على خراسان و ماوراء النهر و رى و جبال و گرگان و طبرستان و كرمان و سپاهان و خوارزم و نيمروز و سيستان بكند و بسوخت و آن ستد كز حد و شمار بگذشت . پس ، از آن مال ، هديهاى ساخت رشيد را كه پيش از وى كس نساخته بود ، و نه پس از وى بساختند ؛ و آن هديه نزديك بغداد رسيد و نسخت آن بر رشيد عرضه كردند . سخت شاد شد و بتعجب بماند كه فضل بن يحيى هديه آن مقدار آورد ، از خراسان كه عاملى از يك شهر بيش از آن آرد و على چندين فرستد . ديگر روز بر خضراء ميدان آمد و بنشست و يحيى و دو پسرانش را بنشاند ، و فضل و ربيع و قوم ديگر گروهى بايستادند و آن هديهها را به ميدان آوردند : هزار غلام ترك بود به دست هريكى دو جامهء ملون از ششترى و سپاهانى و سقلاطون و ملحم ديباجى و ديباى تركى و ديدارى و ديگر اجناس . غلامان بايستادند با اين جامهها و برابر ايشان هزار كنيزك ترك آمدند به دست هريكى جامى زرين يا سيمين پر از مشك و كافور و عنبر و اصناف عطر و طرايف شهرها ؛ و صد غلام هندو و صد كنيزك هندو بغايت نيكورو و شارهاى قيمتى پوشيده ، و غلامان تيغهاى هندوى داشتند . و با ايشان پنج پيل نر آوردند و دو ماده ، و اسبان گيلى و دويست اسب خراسانى با جلهاى ديبا و بيست عقاب و بيست شاهين ؛ و هزارا شتر آوردند ، دويست با پالان و افسارهاى ابريشمين ، ديباها در كشيده در پالان و جوال ؛ و صد جفت گاو ؛ و بيست عقد گوهر سخت قيمتى و سيصد هزار مرواريد و دويست عدد چينى فغفورى . هيچيك از آن در سر كار هيچ پادشاهى نديده بودند و دو هزار چينى ديگر از لنگرى و كاسه - هاى كلان و خمرههاى چينى كلان و خرد و انواع ديگر ؛ و سيصد شادروان و دويست خانه
--> ( 1 ) . همان . ص 143 .